گیله دختر

دنیای مجازی من …اینجا مینویسم فارغ از دلهره دل شکستن …میخواهم خودم باشم بی انکه مرزها و باید ها و نباید ها آزارم دهند …

سیاه …هذیان

از ابر کرم خطه ری رشک ختن شد…
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد…

به زندگی خودم نگاه میکنم … تمام این سالهای اخیرم ته مزه همه موفقیتها و شادیهایم تلخ بوده …همه این روزها وقتی زمان سرخوشی بوده یه گوشه کارم میلنگیده…طعم لذت و شادی کامل رو هیچوقت نچشیدم.
هر بار همه زرق و برق و گل و بلبل اینور رو ریختم یه طرف و دل تنگی و دوریم رو یه طرف که خودم رو توجیه کنم که همه این خوبیها به اون میچربه…این هزینه ایست که میدم … ولی هر دفعه هم از درون خودم رو سرزنش کردم و به باعث بانی این غربت لعنت فرستادم …

همه سالهایی که میتونستم از جوونیم کنار عزیزترینام لذت ببرم.  سالهایی  که میتونستم همه توانم رو صرف کشور خودم بکنم. سالهایی که با اونایی که میفهممشون شادی و عشق و هنر و تلخی و شیرینی رو شریک بشم. برای تیم ملی کشورم هورا بکشم…برای موفقیتهای هموطنانم …و باز بر باعث و بانی این غربت  لعنت فرستادم …که من و هزاران هزرا نفر دیگه رو آواره کرد و به روی خودش هم نیاورد…چراهایی که هر روز و هر روز با خودم تکرار میکنم تا این غم غربت رو تحمل کنم …اینکه چی نداشتم …چرا نموندم …چقدر میشد اونجا زندگی کرد؟ چقدر میشد  حرف زد بی ترس… چقدر میشد برنامه ریزی کرد و زندگی ساخت اگه فقط خودت بودی و خودت ؟… چقدر تلاش شد برای نگه داشتن هم سن و سالهای من …

چرا موندم …چون همه اونچیزایی که ازم دریغ شد …همه اون استفاده نکردن از پتانسیل جوونی و فکریم…همه احترام اجتماعی و انسانی …همه و همه رو اینجا به دست آوردم…در حالیکه به تاراج برندگان کشورم بیش از هر وقت دیگری ادعای مالکیت میکنند…
حالا من با این زندگی گل و بلبل و البته با این قلب همیشه مچاله شده از دوری حتی خودم رو محق نمیدونم غصه بخورم…کی هستم …کجا هستم … درد و غم امروز من کجا و همه اونایی که اونجا هستن  و رای دادن و سرخورده شدن کجا…این کارم رو سخت تر میکنه…حتی خودم رو محق غصه خوردن نمیدونم… کاش میتونستم کاری کنم …

————————————————————————–
دلم شور همه شما ها رو میزنه…میدونم فیس بوک فیلتره و اینترنت و موبایل قطع… و این داره دیوونه ام میکنه … مواظب خودتون باشین !

۱ دیدگاه»

  parvanehنوشته‌ی در

آخی عزیز… همه چی اینجا معلقه نازنین رفیق … سل فن تازه وصل شده … اینترنت به کل دیشب قطع بود فیس بوک هم که فیلتر شد .. دختر جان … شهر دیشب تا دم صبح شلوغ بود … همه زدند و خوردند … امروز هم قراره شلوغ بشه … قلبم از دیروز دردش کم نشده .. من انقدر خوش شانس نبودم که بتونم برم بیرون ( می دانی که چرا) فقط می دونی از چی عصبانی می شم ؟ از این اظهار نظرهای دوستان خارج نشین .. این تحریمی هایی که الان شروع کرده اند به این که اشتباه کرده اید .. حالم به هم می خوره از این داستان دیدید بهتون گفتم … مخصوصا کسانی که حالا وسط این همه بدبختی و بزن و بکش به فکر رای کروبی و ظلمی هستند که به کروبی شده … دوست خوبم دلم برای بچه هامون می سوزه … باورت که نمی شه ولی این اراذل دارن با هر چی دم دستشونه می زنند …میلگرد .. چرخ زنجیر و هر چی که دستشون بیاد … دارم آتیش می گیرم از این وضعی که پیش اومده .. الان هم بچه ها زنگ زدن از ولیعصر یک چیزی حدود بیست هزار گارد مسلح ایستاده و دو سه جا درگیری شده …

فقط کاشکی مخالفین موسوی یا تحریمی ها می فهمیدند که الان وقت گرو کشی و نطق و اظهار نظر های این چنینی نیست .. الان وقت همراهی و دلداری و دوستی ست …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.