گیله دختر

دنیای مجازی من …اینجا مینویسم فارغ از دلهره دل شکستن …میخواهم خودم باشم بی انکه مرزها و باید ها و نباید ها آزارم دهند …

یک توضیح فنی :-)

راستش هر چه بیشتر میخوانم و گوش میکنم بیشتر و بیشتر به این پی میبرم که متاسفانه تنها تلاشمان انتخاب بین بد و بدتر است. متاسفانه برنامه های اقتصادی هیچ کدام از کاندیدها دلچسب نیست و از آن گذشته آن چه که رئیس جمهور جدید ایران تحویل خواهد گرفت همانطو رکه خیلی از شما ها میدانید به این راحتی قابل تعمیر نیست! هر کس که بخواهد درمان این سیستم بیمار را شروع کند در اولین اقدام مجبور به جمع و جور کردن ریخت و پاش های فعلی میشود که قطعا نارضایتی عمومی را به همراه خواهد داشت از رئیس دولت وقت هر که میخواهد باشد…

و البته گوش کردن به صحبتهای انتخاباتی تتنها مرا به این مطمئن میکند که خیلی از این کاندیدهای محترم “اشتباهی هستند” چون واقعا خودشان هم نمیدانند چرا اینجایند و چه میخواهند بکنند و بعید میدانم بدانند یا بخواهند که سیستم بیمار را درمان کنند.

به هر حال اگرچه من  تا کنون سعی کرده ام حتی الامکان  در این وبلاگ وارد مباحث علمی اقتصادی نشوم اما  در پاسخ به سوال یکی از دوستان عزیزم چند نکته کلیدی و اولیه اصول اقتصادی را در راستای طرح  پرداخت هفتاد هزار تومان در ماه به هر ایرانی به عنوان سود سهام یا هر نوع دیگر از د رآمد-  که در واقع از لحاظ اصول اقتصادی فرقی نمیکند که چه باشد – مطرح میکنم.

چند تعریف از واژه هایی که شاید خیلی هم نا آشنا نباشند:

ابتدا یک تعریف ساده از تورم: به بیان ساده تورم به معنای کاهش ارزش پول رایج کشور در طول زمان است.( امروزه سهام یا بورس نیز نوعی دارایی محسوب میگردد که به سرعت قابل تبدیل به پول رایج هر کشور است و میتواند با تورم از ارزش واقعی آن کاسته شود. بازار بورس و بازار پول همراه هم حرکت میکنند و نقش تعیین کننده ای در تغییر تورم دار میباشند که بحث در مورد آن از حوصله این نوشته کوتاه خارج است. )

عوامل متعددی باعث ایجاد تورم در جامعه میشوند .برخی از این عوامل تاثیری مستقیم و برخی تاثیر غیر مستقیم دارند و معمولا  اکثر این نیروها تاثیر شان در طول زمان و دینامیک است. یعنی گاهی مثل موجی که در ابتدا با شدت بیشتر و در طول زمان میرا میشود عمل میکنند  و گاهی نیز برعکس اثر انفجاری و متسلسل است و اگر نیروی خارجی وارد نشود بیشتر و بیشتر پیش میرود. در حالت کلی تورم با افزایش حجم پول در چرخه اقتصادی کشور افزایش میابد  زیرا ا ز یک سو تقاضایی ایجاد میکند که برای آن ظرفیتی تولیدی وجود ندارد و ازسوی دیگر ارزش پول رایج کاهش میابد  که  این خود  تاثیر مستقیم تورمی ایجاد میکند.

قانون عرضه و تقاضا : به طور کلی با افزایش تقاضای هر کالای عادی قیمت آن افزایش میابد و با افزایش عرضه آن قیمتش کاهش میابد. زمانیکه تقاضا  بیشتر از عرضه تولیدی باشد نیروی افزایش دهنده قیمت سریعتر از کاهش دهنده آن عمل میکند و این خود باعث تسلسل تورم در طول زمان میشود. این تسلسل قیمت از سوی دیگر قیمت عوامل  اولیه تولید شامل نیروی کار و مواد اولیه  را افزایش میدهد و قیمت تمام شده بالاتر میرود. اینکه با چه سرعتی بازار خود را نعدیل میکند و به نقطه تعادل میرسد وقرار گیری این نقطه تعادل جدید بالاتر یا پایین تر از قیمت تعادلی قبلی بسته با زیرساخت اقتصادی هر کشور دارد. ولی حتی در قویترین اقتصادها هم معمولا افزایش عرضه پول در قسمت مصرف بدون در نظر گرفتن ظرفیت تولیدی اقتصاد مربوطه به تورم منتهی میشود.

یکی از اهرمهایی که دولتها برای حل مقطعی مشکلات یا حتی ایجاد محبوبیت استفاده میکنند افزایش عرضه پول است. این بدان معناست که مصرف کننده پولی در دست دارد که ظرفیت تولیدی برای آن پیش بینی نشده است. حال این پول به هر اسمی میتواند در اختیار مردم قرار بگیرد.

بیایید تصور کنیم طرح جناب آقای کروبی درست باشد و هر ایرانی هفتاد هزارتومان بیشتر بگیرد. یعنی برای هرکس به اندازه هفتاد هزار تومان تقاضای مصرفی ایجاد میشود. در بهترین حالت (که هرگز اتفاق نمی افتد) اگر عرضه کاملا همپا و همزمان با تقاضا رشد کند یعنی عرضه کننده به همان نسبت مجبور است عوامل تولید را گرانتر بخرد و به همان نسبت قیمت کالایش بالاتر میرود . یعنی در عمل بود یا نبود این مبلغ دردی را دوا نمیکند. اما در دنیای واقعی عرضه با تاخیر زمانی از تقاضا رشد میکند و ما وارد دور تسلسل تورمی میشویم!

در آمد ملی در سطح کلان از مجموع میزان مصرف خانوارها ، میزان سرمایه گذاری، مخارج دولتی و خالص صادرات پدید می آید.

افزایش هر کدام از این عوامل درآمد اسمی را زیاد میکند . اما اگر این افزایش باعث بالا رفتن تورم شود درآمد ملی واقعی (تورم زدایی شده ) کاهش میابد . اینجا لازم است یادآوری کنم که برای مقایسه اسنپ شات از وضعیت ایستای اقتصادی هر مقطع زمانی باید آمار و ارقام مربوطه را تورم زدایی کرد. به این معنا که در آمد اسمی یا تولید اسمی یا هر متغیر دیگر را با توجه به شاخص تورمی یک زمان مبدا تبدیل به مقدار واقعی نمود. خیلی مواقع درآمد اسمی بالاتر از سال پایه یا مبدا باشد ولی بعد از تورم زدایی به وضوح خالص درآمدی کاهش یافته باشد.

مثال کشورهایی مثل ایران که دارای ذخایر داخلی برای صادرات میباشند را در نظر بگیرید. چنین منبع پولی اگر برای قسمت مصرفی استفاده شود بدون شک و بدون توجه به نوع توزیع ( که مثلا این پول به دست افراد خاص برسد یا تمام افراد جامعه از آن بهره مند شوند) تنها و تنها به دلایل مطرح شده در فوق تورم به بار می آورد. اما اگر این پول درقسمت سرمایه گذاری وارد شود منجر به بالا رفتن اشتغال و به تبع آن افزایش سالم تولید و مصرف میگردد. تنها و تنها تحت این شرایط است که تورم حاصله از افزایش تقاضا به تورم تسلسل وار نمیرسد و نرخ معقولی را خواهد داشت. ( تورم در اقتصاد سالم هست ولی تورم انفجاری نیست بلکه یک موج میراست . در مجموع طبق تئوریهای اقتصادی کاهش بیکاری افزایش تورم را در پی دارد ولی اینکه این نرخ چگونه حرکت کند تعیین کننده سلامت اقتصاد یک جامعه است )

امیدوارم تا حدی وضعیت مربوط را توضیح داشته باشم. بحث تئوریک بساید مفصل تر و پیچیده تر است و عوامل بیشتر از کلیات مطرح شده در بالاست. ولی همین توضیحات کلی تا حدی عبث بودن چنین طرحی را روشن میکند.

تا کنون 8 نظر داده شده »

  گورنوشت wrote @

تلخ و شيرين تقسيم سهام نفت

محمدصادق جنان صفت

تعارف را اگر كنار بگذاريم، بايد بپذيريم كه نهاد دولت در ايران در برابر شهروندان، يك ارباب بزرگ است.

شهروندان ايراني به دليل توزيع نابرابر قدرت، در برابر دولت همواره يك تابع كامل به حساب مي‌آيند و آهنگ كسب و كار و معيشت خود را با ساز دولت، كوك مي‌كنند. چرا چنين تعاملي پديدار شده است؟ پايدار ترين و نيرومندترين عاملي كه موجب نامتوازن و نامتعادل شدن قواي ميان اين دو نهاد شده است، مالكيت مطلق دولت بر سهام شركت‌هاي بزرگ نفت و گاز و درآمد حاصل از فروش آنها است.

اقتصاددانان طرفدار اقتصاد رقابتي، در سال‌هاي اخير بارها يادآور شده‌‌اند كه اصلاحات سياسي و اقتصادي در ايران يك شاهراه دارد و آن انتقال مالكيت سهام شركت‌هاي مالك نفت و گاز و ساير بنگاه‌هاي بزرگ به شهروندان است. اقتصاددانان طرفدار اقتصاد آزاد و رقابتي در اين حوزه همواره پيشگام بوده‌اند. طرح ارائه شده از سوي دكتر مسعود نيلي، يكي از برجسته‌ترين اقتصاددانان ايراني در اين حوزه كه چند ماه پيش منتشر شده تا امروز جامع‌ترين و كامل‌ترين طرح براي رسيدن به هدف ياد شده است.

مقبوليت سياسي و اقتصادي طرح انتقال مالكيت سهام نفت از دولت به شهروندان، اكنون روندي فزاينده را تجربه مي‌كند و دو كانديداي مطرح حاضر در جريان انتخابات 22 خرداد ماه آن را پذيرفته‌اند. در صورتي كه ديگر كانديداهاي حاضر براي تصدي پست رياست‌جمهوري نيز طرح ارائه شده از سوي دكتر مسعود نيلي را بپذيرند، اجرايي شدن آن قوت بيشتري خواهد گرفت.

دقت در كليت طرح انتقال مالكيت سهام شركت‌هاي نفت و گاز از دولت به شهروندان نشان‌دهنده دو هدف بزرگ است: هدف اول، حذف موانع اجتماعي اصلاحات اقتصادي است؛ به اين معني كه شهروندان ايراني به دليل افزايش منفعت فردي، در مسير اصلاحات اقتصادي از جمله آزادسازي قيمت‌ها مسووليت بيشتري را مي‌پذيرند.
هدف دوم و بزرگ از طرح ياد شده، اصلاح بنيادين رابطه و نوع تعامل دولت و شهروندان است؛ به اين ترتيب كه با انتقال سهام شركت‌هاي نفت و گاز، به جاي اينكه درآمد و سود حاصل از فروش محصولات در اختيار يك گروه كوچك به نام دولت قرار گيرد و آنها براساس سليقه‌هاي سياسي، نوع هزينه‌كردن را تشخيص دهند، اين شهروندان هستند كه درآمد را به خود اختصاص مي‌دهند. در چنين وضعيتي هر حزب و گروه و جمعيتي كه بخواهد نهاد دولت را در اختيار داشته باشد، بايد منابع مالي خود را از شهروندان دريافت كند و به اين ترتيب نقش اربابي از نهاد دولت به شهروندان منتقل مي‌شود.اما نكته‌اي كه در اين عرصه حايز اهميت فوق‌العاده است، اجتناب از رويكرد احساسي، هيجاني و انتخاباتي از طرح انتقال سهام شركت‌هاي نفت‌و‌گاز به شهروندان است. در‌حال‌حاضر فقط جنبه مالكيت سهام و به دست آمدن پول نفت برجسته شده و پيامدهاي چنين طرح بزرگي كمتر مورد توجه است. طرفداران اين طرح بايد به شهروندان به طور شفاف بگويند كه در صورت انتقال به صورت واقعي، پيامد آزادسازي قيمت كالاها و خدمات به طور جامع در راه است و ديگر قيمت‌هاي دستوري و اداري براي كالاها تعيين نخواهد شد. نكته بسيار بااهميت ديگر در مسير اجرايي كردن طرح انتقال سهام شركت‌هاي نفت و گاز به شهروندان، مديريت اجرايي نيرومند،كارآمد و ورزيده است. مديريت اجراي چنين طرح بزرگي را نمي‌توان به گروه ساده‌انگار، كم‌تجربه و فاقد مهارت‌هاي علمي و كارشناسي سپرد.

منبع: دنیای اقتصاد

  giledokhtar wrote @

گورنوشت جان این چیزی که اینجا آوردی مشکلی رو که من توضیح دادم حل نمیکنه . یعنی به قول همون چیزی که تو بحث اولی خودت گفتی فقط شکل توزیع عوض میشه و عوض شدن شکل توزیع درد اقتصاد رو دوا نمیکنه …در صورت عملی شدن همچین چیزی که البته به این راحتی هم نیست مصرف میره بالا بدون اینکه تولید باهاش همپایی کنه و همون دور تسلسلی که توضیح دادم اتفاق میفته!

  گورنوشت wrote @

نيلي با اشاره به طرح رييس‌جمهور مبني بر توزيع سود سهام نفت از طريق فروش اوراق مشاركت تاكيد كرد: در اين طرح چنانچه از ظواهر امر برمي‌آيد قرار است كه اوراق مشاركت فروخته شود و مردم بابت خريد آن پول بپردازند در حالي كه بر اساس گفته رييس‌جمهور سود سهام ميان مردم توزيع مي‌شود. در اينجا سوال اين است كه چه ارتباطي ميان توزيع سود سهام نفت و فروش اوراق مشاركت وجود دارد؟

وي در توضيح بيشتر اين مطلب افزود: اوراق مشاركت با سهام دو چيز متفاوت است. در اوراق مشاركت، بر اساس قانون، منابع مالي يك پروژه مشخص تامين مي‌شود و پس از اتمام پروژه‌، اصل و سود آن از محل سرمايه‌گذاري به مردم بازگردانده مي‌شود. اين در حالي است كه در اين روش چيزي به مردم منتقل نمي‌شود. نيلي ادامه داد: اما در روش من كه توزيع ثروت به جاي پول است، دارايي به مردم منتقل مي‌شود. اين اقتصاددانان با تاكيد بر اينكه طرح ارائه شده از سوي وي به هيچ وجه پوپوليستي نيست، خاطرنشان كرد: طرح من اصلاح ساختار در نظام يارانه‌ها و نيز اصلاح ساختار در روابط ميان دولت و مردم را هدف قرار داده و به هيچ وجه يك طرح پوپوليستي نيست كه در آشفته بازار انتخابات كه از طرفي موقعيتي براي طرح ايده‌هاي جديد و از سويي فرصت براي بهره‌برداري‌هاي نامناسب است، به مزايده گذاشته شود.

وي در پايان يادآوري كرد كه طرح احمدي‌نژاد براي توزيع سود نفت از طريق فروش اوراق مشاركت يك شيوه تامين مالي پروژه است كه قبلا هم در مورد پروژه‌هاي راه و ترابري، نيروگاه‌ها و سدها بارها به اجرا درآمده و مردم اوراق مشاركت را خريداري كرده و پول آن را طبق ضمانت دولت دريافت مي‌كنند و اين طرح هيچ نكته جديدي نداشته و ارتباطي نيز با طرح من ندارد.

  گورنوشت wrote @

من فعلن فقط دارم اطلاعات اینجا میذارم. فعلن هیچکدوم ربطی به حرفای شما نداره. بعدن میخوام درباره شون ازت بپرسم

  گورنوشت wrote @

http://www.ayande.ir/1388/02/post_751.html
لطفن این رو هم کامل بخون. به نظر من حرفایی که نیلی اینجا زده برعکس همه چیزاییه که من تا حالا فکر می کردم

  giledokhtar wrote @

باشه گورنوشت جان . بذار بعدا با هم راجع بهشون حرف میزنیم :-)

  گلي خانم wrote @

جداً من هم شدیداً مستاصل شدم . می خواستم نرم رای بدم ولی به نظر شما باید رای داد ؟ خب به کدومشون ؟ همه یه جورن که !
————————————–
خوب رای من هنوزم موسویه گلی خانوم جان :-) شما هر جور دوست دارین!

  پگاه wrote @

خیلی خوشحالم یه دوست مقتصد دارم


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>