یه روز شنبه که به خودت وعده دادی شاید بیشتر از همیشه سر جات غل (؟قل) بخوری و بخوابی ساعت مثل هر روز زنگ میزنه. میخوای چشمت رو باز نکنی و بزنی روش تا خوابت از سرت نپره ولی طول میکشه تا پیداش کنی …عجیبه …همین جا بود…مجبوری چشمت رو باز کنی و میبینی دستت با جایی که قرار بوده بخوره فقط یک سانتی متر فاصله داشته! یک سانتی متر لعنتی باعث میشه چشمت باز بشه و امان از این مثانه بی قرار …بلند میشی و چشمت رو با وسواس میبندی بلکه خواب از سرت نپره. آخه به خودت قول دادی هر طور شده امروز بیشتر بخوابی … از لای یکی از چشمات نگاه میکنی که نخوری تو در و دیوار …پس از اتمام عملیات و وسواس شستن دست که حالا به یکبارش رضایت نمیدی و دوباره میشوریش و آب گرمی که میریزه روی جای سوختگی چند روز پیش باز میسوزونتش چشمت رو بیشتر باز میکنی ولی بالاخره دوباره برمیگردی تو تختخواب . شعاع خورشید با لجبازی از لای پرده میاد تو …پشتت رو میکنی ولی انگار اشعه مربوطه داره میزنه رو شونه ات که بلند شو و تو هم با لجبازی پتو رو میکشی رو سرت …سعی میکنی کم وول بخوری که نفر بغل دستت بلند نشه ولی با اولین تکون اون ذوق زده میگی تو هم بیداری؟ حالا اگه بیدارم نبود اینقدر ریز ریز میخندی و دلقک بازی در میاری تا بیدار شه و این چنین است آغاز صبح روز تعطیل!
کتری آب رو میذاری روی اجاق و میپری سر لپی ببینی دنیا چه خبره …اینترنت لعنتی قطعه …این اتوبوس جهانگردی در واقع هیچوقت از اینجا رد نمیشه! ولی صبح زود شنبه باید رد بشه! بدجوری میخوره تو حالت …انگار یه چیزی گم کردی…دست و دلت به هیچ کاری نمیره…تلفن رو بر میداری …خوبه…تصادفا با اولین تلاشت میگیره …مامان میگه چرا اینقدر زود بیدار شدی ؟من شنبه ها دیرتر زنگ میزنم که بتونی بخوابی …دل تنگی نکنی ها!
بعد زنگ میزنی به خواهره …درگیر کارهای تحقیقشه و باز میگه اگه برات انگلیسیش رو بفرستم روش نگاه میکنی ترجمه اش کنی ؟پاور پوینتش رو هم درست میکنی؟ میگی: “تا تو و جوجه درساتون تموم شه من یه مدرک تو رشته تو میگیرم یکی تو رشته اون…” و خلاصه یه خورده حرف صدتا یه غاز میزنید و الکی میخندید…میگی: ” اینترنتم قطعه ..گوله خان دره باهاش ور میره بلکه درست شه ! “میگه: ” پس بدجوری خماری” میگی ” You have no Idea how badddddddddddddddd …
تو این فاصله صبحانه هم صرف میشه …
میای خودت رو جمع کنی و یه کار دیگه انجام بدی …ولی باز همه دلت پر میکشه به سمت دنیای اینترنت…جدا پیش ازاین دنیای ما چطور بود؟
————————————————————-
پی. اس. هم اکنون با اینترنت وایرلس در و همسایه که دائم قطع و وصل میشود در حال رفع خماری میباشیم :دی

چه بامزه. ما الان مشکلمون برعکسه. اینترنت داریم ولی لپتاپمون مرده .
باز دعا به جون اون وایر لس همسایه کنید. .و گرنه روز تعطیل مثل ما آواره کتابخونه دانشگاه میشدید