گیله دختر

دنیای مجازی من …اینجا مینویسم فارغ از دلهره دل شکستن …میخواهم خودم باشم بی انکه مرزها و باید ها و نباید ها آزارم دهند …

آرشیو برای اکتبر, 2008

ارشاد منجی پیامبری جدید؟!؟!

یکی از پارادکسهایی که بی شک ذهن درصد بالایی از هم نسلان ما را درگیر کرده مذهب است . بی شک پارادکسها باورها و رفتارهای واقعی  اساسی ترین لطمه ایست که همراهی مذهب و سیاست بر پیکره مذهب وارد میکند . چرا که همه اشتباهات افراد و حکومتها هم به مذهب نسبت داده میشود . و حال اگر که این مذهب زندگی خصوصی  و آزادیهای انسانها  را نشانه رود آنان را  دچار یک زندگی دوگانه میکند تا جایی که با گذر زمان اصول اولیه مذهب با اصول جایگزین شده ترکیب میشود و حاصل این استحاله (!) چیزی نیست جز دینی جدید ولی به همان نام.

نکته جالب توجه پذیرفتن ” زوال نیافتن و دستخوش تغییر نشدن دینی خاص “است که البته به شدت جای سوال دارد. در این عصر امروز که برای انتقال و مرجع دادن به مطلب علمی تلاش بر حفظ زنجیره انتقالیست بارها برداشتهای متفاوت باعث سو تفاهم میشود . حال اینکه چگونه بعد از یک یا دو هزاره کلامی تغییر نیافته باشد جای بحث دارد.

حال سوال اینست : آیا با توجه به تغییرات حاصل شده در دین میتوان خود را پیرو دینی خاص خواند؟ مثلا من نوعی اصل حجاب و نماز  روزه را رعایت نمیکنم ولی به هنگام نذر و نذری و عاشورا  خود را مسلمان بخوانم ؟؟ یا هزاران مثال دیگر که به سادگی در اذهان ما با پیش آمدن این بحث شکل میگیرد. شاید برای فعالین زن یا فمنیستها،  اولین و مهمترین پارادکس تعریف اسلام از جایگاه زن و مرد و اصولی که به جامعه دیکته میشود باشد.

در این میان گروهی هستند که پا را فراتر نهاده و اصول رادیکال دین که با ذهن بشر امروزی همراهی ندارد را تغییر میدهند و دین استحاله یافته جدید  را به نمایش عموم میگذارند. حال سوال من اینست . وقتی چنین اصول مربوطه را تغییر میدهیم آیا هنوز میتوانیم آنچه پدید آمده را دین قبلی بدانیم. یا اصولا از کجا بر ما روشن است که پایه اولیه چه بوده است؟

ارشاد منجی ژورنالیست ، فمنیست و اکتیویست همجنسگراست . او  مسلمان زاده ایست از یک خانواده مصری گجراتی که در اوگاندا  متولد شده و در چهار سالگی به کانادا مهاجرت کرده  است.  کتاب وی با عنوان ” مشکلات امروز اسلام ” نامه ای سرگشاده است که به شدت به اسلام و مسلمانان  رادیکال انتقاد میکند و چنانچه دکتر خلیل محمد در پیش درآمد این کتاب بین  بیان میکند نوع نوشتن این کتاب اعتراض به بسته بودن اصول اسلام (امروز؟) دارد :

“تردیدی نیست که ارشاد منجی با انتخاب شیوه ی بیانی که به گونه ای سرکشانه دموکراتیک است – یعنی نوشتن کتاب به صورت یک نامه سرگشاده – خود را در معرض انتقادها قرار داده. این رویکرد، حس خودخواهی نخبگان را آزار می دهد، چرا که ارشاد از این که تنها ما و هواداران همفکرمان را مخاطب بگیرد خودداری می کند.”

وشکی نیست که به چالش کشیدن اذهان عمومی یکی از هدفهایی بوده که ارشاد با نوشتن این کتاب دنبال میکند. زیرا که آزاد اندیشیدن از اصولی است که همواره در اسلام با علامت سوال روبرو بوده است.

ولی آیا او  به دنبال بازگرداندن این اصل آزادی بیان و اندیشه به اسلام است و یا به دنبال ایجاد آن؟ این همان پارادکسی است که در ابتدای این مطلب شرح داده شد.  آیا باید باور داشت که در ابتدا این اصول در اسلام وجود داشته و ما تنها آنها را به فراموشی سپرده ایم ویا اینکه نه ! مردم آن عصر هنوز به این درجه از پیشرفت اجتماعی نرسیده بودند و این بشر امروز است که نیاز به این دید باز دارد.

من نه یک محقق دینی هستم و نه خود را فردی معتقد به مذهب اص میدانم. ولی آنچه از زندگی در یک کشور اسلامی و آموزشهای اسلامی آموخته ام به من میگوید که اسلام دین آزادی فکر نیست. خیلی به ندرت پیش آمده که یک مسلمان، آن چیزی را که همه ما می دانیم اما جرئت تاییدش را نداریم، علنی بیان کرده باشد. حتی اگر در کتاب مقدس آمده باشد  “ای باورآورندگان، به دادگری رفتار کنید و گواهی راست بدهید، حتی اگر به زیان خودتان، پدر و مادرتان یا خویشانتان باشد”

دیدگاه  ارشاد زیباست و تصویری که در ذهن دارد ایده آل است . ولی به راستی آیا باید او را مسلمان بدانیم ؟

پ. ن.1. نسخه فارسی کتاب رو از سایت ارشاد  دانلود کنید.

پ.ن.2. ارشاد هفته آینده در ولایت ما سخنرانی دارد. من و سوالایم میرویم ببینیم چه میشود:-)

شلم شوربا

1. حس خوبیه وقتی بر میگردی و عقب رو نگاه میکنی… مسیری رو که طی کردی تا به این نقطه رسیدی. وقتی میبینی که راه رفته شاید بالا پایینی داشته و گاهی پیچهاش رو به سختی رد کردی ولی تو رو به جایی رسونده که خوشحالت میکنه . راه از نقطه اول و دوست داشتنیهای اولیه دورت کرده ولی در عوض یافته های جدید هم خوبند و تجربه جدید مثل یه خوراکی ترش و شیرین زیر زبونت مزه میده .
هنوز مونده …خیلی کارها و برنامه های ناتمام دارم … ولی کار جدیدم رو دوست دارم … خیلی برنامه ها دارم . اینو اینجا نوشتم که اگه گاهی سدی جلوی راهم سبز شد کم نیارم و عبور کنم . میخواهم بهترین باشم …

2. یه زمانی فکر کردم چندگانه نویسی از خوب نویسی دورم میکنه . بعد وسواس خوب نوشتن من رو گرفت و گفتم نمینویسم تا یه چیز ناب بنویسم و برای یک مطلب ناب وقت اساسی باید گذاشت. یعنی با وضعیت کاری من یعنی هیچی ننوشتن و در اینجا رو تخته کردن . پس بهتره کما بیش یه چیزی بنویسم تا با این وسواس خودم رو از اینجا دور کنم . هر چند اگه نتونم هفته ای یه مطلب دلچسب بنویسم همون بهتر که در اینجا رو تخته کنم.

3. چندین مطلب پابلیش نشده دارم که حالا دیگه رنگ و بوشون رو از دست دادن . یا باید نوشت و پابلیش کرد یا قیدش رو برای همیشه زد.

4. تو این گیر و دار ورشکستگش بانکها و دولتها و رکود چند مطلب داغ داشتم که اینقدر دل دل کردم همه راجع بهش نوشتن …من باشم که ایندفعه یه چیزی به ذهنم رسید بنویسم . راستش وقتی میخوام تخصصی بنویسم بدم میاد بی منبع و مرجع باشه … کار علمی باید پر باشه . شاید یه علت باز هم مشغولیت بیش اندازه بود که نتونستم اونجور که میخوام مطالب رو جور کنم .

5. مهمترین نتیجه … بدجوری واسه کارهای شخصی و به قول معروف اوقات فراغت بی برنامه ام … باید یه فکری بکنم و دم روزهای جوانی رو دریابم . این اوقات شامل کلبه مجازی ،مطالعه ، مسافرت و فیلم و … است . برای من همه چیز هر چه پیش آید خوش آید شده و برای همین نمیفهمم که چه کرده ام و از چه لذت برده ام .

6. اینها رو همینجوری باری به هر جهت نوشتم تا یادم باشه …

7. برای بار هزارم بهم ثابت شد جماعت ایرانی با همه مشکلات مخالفن با راه حل هاشون هم … امکان نداره یک گروه ایرانی بتونه بی حرف و مشکل کار گروهی اجام بده . نمیتونم بگم همه تک رو هستن . چون وقتی عضوی از یک گروه میشن که همه ملیتی توشون هست همه چیز خوبه ولی وای به روزی که گروه تمام ایرانی برای یک کامیونیتی ایرانی بخواد کار کنه !!!نگید حس خارجی بودن گرفتدت … مطمئنم همه این جریان رو تجربه کردین .

8. چند روز پیش قصه خانم حنا رو گوش کردم … یاد بچگی هام افتادم . حس نوستالوژیک با حالی بود . ولی به این فکر کردم که چرا همه داستانهای ما توش غم داره . چرا اینقدر فرهنگمون با رنج همراهه …پسره کوچولویی که همه اش از غم از دست دادن پدر میناله و مادر و پسر برای اینکه خودشون رو سیر کنن باید گاو مورد علاقه پسرک رو بفروشن! از اون بدتر قصه خاله سوسکه …تا با عشقش ازدواج کرد سرما خورد و آقا موشه در راه درمان محبوب به فجیع ترین شکل ممکن کشته شد!!!!

9. در باب تلخ کردن حال و هوای باحال بند یک این نوشته شب گذشته فیلم خوهران مجدلیه رو دیدم ! خیلی دور نیست وقتی که اروپاییان هم زنان رو نه تنها بها نیمدادند بلکه خار میکردند. این فیلم داستان زندگی سه دختر ایرلندیست . به یکی نا خواسته تجاوز شده و خانواده اش از داشتن او شرمزده است . نه تنها از او حمایت نمیشود بلکه به بدنرین وجه رانده میشود. دیگری دخترکیست که فرزندی از رابطه نامشروع دارد . والدینش حتی به رویش نگاه نمیکنند . بچه را از او جدا کرده به خانواده کاتولیک میسپارند و دخترک را از خود میرانند و سومی دختر زیباییست در مدرسه شبانه روزی که دیگران شاید چشم دیدن زیباییش را ندارند. هر سه این دختران برای بیگاری و تزکیه روح به محلی فرستاده میشوند که به نام مریم مجدلیه نام گذاری شده … ( این توضیحات به داستان فیلم لطمه نزده …چنان که قصد حرص خوردن دارید بقیه داستان را تماشا بفرمایید…)

10. نمیدانم برای سفر ایران میتونم چکمه بپوشم یا نرسیده دستگیر میشم …..

11. حتی یکی از بندها به دیگری ارتباط نداره … ولی خوب شلم شوربایی هم عالمی داره !!!

12. پاییز این ولایت همیشه هزار رنگ و زیباست . ولی کلا پاییز حالم رو میگیره!

13. هوای ابری .ی.ی.ی. اصلا دوستش ندارم .

just for laugh !

اینو یکی‌ برام کامنت گذاشته:
با سلام و عرض احترام خدمت مدیریت سایت
اینجانب سید سعید حسینی راد از وب سایت پربار شما دوست گرامی بازدید کردم .
مطالبتان را خواندم ، واقعا جذاب بودند و قابل این بودند که انسان رو به فکر ببرند بعضی هاشون .
اینجانب درخواستی از شما بزرگوار نیز داشتم .
میخواستم اگر ممکن است با همدیگر تبادل لینکی داشته باشیم .
رنک وب سایت بنده 3 می باشد و دومین های دیگرم که به وب سایتم نصب می باشد نیز دارای رتبه 1 و 2 می باشند . در کل چهار تا دارم که همشون دارای رتبه هستند و به یک وبسایت وصل هستند .
حال در صورت ممکن مرا با نام ” کلیپ های موبایل ” یا هر نام دیگر لینک کنید سپس افتخار بدید و نام خود را برایم بفرستید تا سریعا لینکتان کنم .
امیدوارم جسارت نشود این که اول شما لینک نمایید .
بالاخره یکی باید اول لینک کند دیگر درسته ؟
نوکرتونم و شما آقایی .
منتظرت می مونم
موفق باشید
خدانگهدار
طرف هنوز نمیدونه من آقا هستم یا خانم موندم کی‌ وقت کرده به عمق مطالب پی ببره !!!خیلی‌ باحالن این آدمها :-)